۲۶ دی ۹۱ ، ۰۸:۲۹
راضی باش!(شهید محمدرضا نظافت)

بسم رب الزینب...
این پا و آن پا می کرد،انگار سردر گم بود.
تازه جراحتش خوب شده بود.
تا اینکه بالاخره گفت:«نمی دانم کجای کارم لنگ می زند،حتما باید نقصی داشته باشم
که شهید نمی شوم،نکند شما راضی نیستی؟»
آن روز به هر زحمتی بود سوالش را بی پاسخ گذاشتم.
موقع رفتن به منطقه بود؛
زمان خداحافظی به من گفت:«دعا کن شهید بشم،ناراضی هم نباش!»
این حرف محمدرضا خیلی به من اثر کرد؛
نمی توانستم دلم را راضی کنم و شهادتش را بخواهم،
اما گفتم:«خدایا هرچه صلاحت است برای او مقدر کن.»
....
و برای همیشه رفت.
همسر شهید محمدرضا نظافت
_________________________________________________
دل نوشته:
یکی دیگر از افتخارات هشت سال دفاع،حضور زنان در جنگ بود.
واقعا بسیار موثر واقع شدند.
ابراهیم هایی بودند که به ذبح اسماعیل های خود برای رضای خدا تن دادند.
.....
روحیه ای بی نهایت خدایی!!!!!
اجرشون با خدا...
گفتم چه شد یاد شهیدان؟!؟!؟!گفتند:
واقعا بسیار موثر واقع شدند.
ابراهیم هایی بودند که به ذبح اسماعیل های خود برای رضای خدا تن دادند.
.....
روحیه ای بی نهایت خدایی!!!!!
اجرشون با خدا...
گفتم چه شد یاد شهیدان؟!؟!؟!گفتند:
یک کوچه به نامشان نکردیم مگر؟!؟!؟!
۹۱/۱۰/۲۶
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.